***( fraktal )*** ( ریاضیات عبارتست از اثبات بدیهی ترین چیز به نا بدیهی ترین روش ممکن ) درباره وبلاگ باسلام خدمت بازدید کننده ی گرامی. این وبلاگ در مورد بحث های ریاضی ست.امیدوارم این وبلاگ مورد پسند و رضایت شما قرار گیرد. آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان نسبت طلایی یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:, :: 18:29 :: نويسنده : نا شناس
• فراكتال هاى هندسى یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:, :: 1:15 :: نويسنده : نا شناس
کسی بوده لیسانس ریاضی داشته.دنبال کار میگشته ولی هیچ کاری پیدا نمی کرده.یه روز یه آگهی میبینه که از طرف شهرداری بوده برای استخدام. جمعه 13 بهمن 1391برچسب:, :: 17:49 :: نويسنده : نا شناس
دو خط موازی به هم نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه. هندسه مثلث رو دید بهش قطر نداد. اقلیدس نقطه رو دید بهش خط نداد. یه مستطیل واست بسازم که صد تا مربع توش در بیاد. مثلثی به مثلثی می رسه میگه برو قطر نداری. سه شنبه 10 بهمن 1391برچسب:, :: 1:46 :: نويسنده : نا شناس
همواره افرادی بر این عقیده بوده اند که موسیقی از دسته ی علوم ریاضی بشمار میرود و گرچه نوع بیان موسیقی و ریاضی با یکدیگر متفاوت بوده اما روح و حقیقتی که در موسیقی وجود دارد، در ریاضیات قابل مشاهده است؛ بنابراین همواره وجود داشته اند افرادی که بخواهند ریاضیات و موسیقی را به زبان دیگری تعریف کرده و یا از این علوم قدرتمند جهت غنا بخشیدن به دیگری استفاده کنند. آن طور که در تاریخ آمده شروع بررسی موسیقی از دیدگاه ریاضی به یونان باستان بازمیگردد و فیثاغورثیان در پانصد سال قبل از میلاد، اولین افرادی بودند که فواصل موسیقی را متناسب با اعداد بیان کرده و ارتباط موسیقی و ریاضیات را توجیه کردند.
سه شنبه 10 بهمن 1391برچسب:, :: 1:36 :: نويسنده : نا شناس
واژه فرکتال درسال 1976 توسط رياضيدان لهستاني به نام بنوئيت مندلبرات وارد دنياي رياضيات شد. واژه فركتال به معناي سنگي است كه به شكل نامنظم شكسته شده باشد.
فراکتال هانظريه ي بي نظمي (آشوب) يک مفهوم رياضياتي محسوب ميشود که شايد نتوان خيلي دقيق آن را تعريف کرد، اما ميتوان آن را نوعي اتفاقي بودن همراه با قطعيت دانست؛ قطعيت آن به خاطر آن است که بينظمي دلايل دروني دارد و به علت اختلالات خارجي رخ نميدهد، اتفاقي بودن آن هم به دليل آن است که رفتار بينظمي، بيقاعده و غير قابل پيشبيني است. اين تئوري که در حيطه علوم تجربي، رياضيات، رفتار شناسي، مديريت، جامعه شناسي و ... وارد شده و باعث تغيير در نوع ديدگاه بشر به حل مسائل غير قابل پيشبيني شدهاست. انگاره اصلي و کليدي تئوري آشوب اين است که در هر بينظمي، نظمي نهفتهاست. به اين معنا که نبايد نظم را تنها در يک مقياس جستجو کرد و پديدهاي که در مقياس محلي، کاملاً تصادفي و غير قابل پيشبيني به نظر ميرسد، چه بسا در مقياس بزرگتر کاملاً پايا و قابل پيشبيني باشد.
پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |